کارآفرینی راحت نیست….

به نظر می‌رسد که این روزها همه خود را “کارآفرین” می‌نامند. صحبت‌های زیادی درباره‌ی رها کردن شغل فعلی‌تان، دنبال کردن رویاهای‌تان، کسب درآمد حتی در زمان خواب و زندگی همراه با شور و هیجان می‌شنوید.

همه‌ی این‌ها فوق‌العاده هستند. اما، چیزهای زیادی وجود دارند که کارآفرینان مشتاق نمی‌شنوند. چیزهایی هستند که هیچ‌کس درباره‌ی شروع یک کسب و کار به شما نخواهد گفت، و من فکر می‌کنم وقت آن رسیده‌است که یک نفر آنها را با شما در میان بگذارد.

شروع یک کسب و کار جدید، سفری باورنکردنی و جذاب است. البته چیزهایی وجود دارند که باید به آنها دقت کرد، اما کسی آنها را با شما در میان نمی گذارد. در ادامه ۱۰ چیزی را که هیچ‌کس درباره‌ی شروع کسب و کار جدید به شما نخواهد گفت را به ذهن بسپارید؛

۱. برای شروع کسب و کار خود به اندازه‌ی کافی خوب هستید اما برای برنده شدن هنوز آماده نیستید.

شما باید همیشه پیشرفت کنید و برای کارتان وقت بگذارید تا هر روز بهتر از روز قبل باشید. نباید آن‌قدر صبر کنید تا قبل از شروع کار تمام دانش لازم را کسب کنید (شما باید همیشه در حال کسب دانش باشید)، اما قبل از رسیدن به جایی که مد نظرتان است، باید بیش‌تر از آن‌چه اکنون می‌دانید، یاد بگیرید.

مهارت‌ها و استعدادی که همین حالا دارید، برای شروع کمک‌تان می‌کند، اما برای موفقیت باید بهتر شوید. شما نمی‌توانید به پیروزی برسید اگر هرگز مهارت‌هایی که شما را به این کار کشاند، بهبود ندهید.

۲. شما باید خود را در اولویت قراردهید.

اگر نتوانید از خودتان مراقبت کنید، نمی‌توانید از دیگران نیز مراقبت کنید. این مراقبت شامل آموزش، هدایت، تربیت، راهنمایی و هر کار دیگری که برای رهبری کردن لازم است، می‌شود. اگر نتوانید خودتان را هدایت کنید، قادر به هدایت دیگران نیز نخواهید بود.

شما همچنین باید وظایف و فعالیت‌های‌تان را اولویت‌بندی کنید، این کار باعث می‌شود به اهداف خود برسید. زمانی که یک کسب‌وکار جدید را شروع می‌کنید، نه تنها باید بدانید انجام چه کارهایی لازم است، بلکه باید متوجه باشید که خودتان باید این کارها را انجام دهید و مطمئن شوید که تمام کارها در پایان روز تکمیل می‌شوند.

این شما هستید که باید پای‌تان را از روی ترمز بردارید و گاز بدهید!

۳. شما باید نخستین مشتری خودتان باشید.

اگر از محصولات و خدمات خودتان استفاده نمی‌کنید، چرا دیگران باید استفاده کنند؟ به علاوه، با استفاده از محصولات خودتان، می‌توانید آنها را آزمایش و ارزیابی کنید، و دقیقا بدانید که سری دوم محصولات‌تان چه‌طور باید باشند.

بسیاری از کارشناسان داروی خودشان را استفاده نمی‌کنند. چند طراح وب می‌شناسید که وب‌گاه‌شان طراحی ضعیفی داشته باشد؟

بهترین سر‌آشپزها کسانی هستند که غذا را قبل از فرستادن به میز مشتری، امتحان می‌کنند.

۴. شما باید بزرگ‌ترین طرفدار خود باشید.

اگر خودتان از خودتان حمایت نکنید، چرا دیگران باید چنین کاری بکنند؟ در آغاز، باید بزرگ‌ترین طرفدار خودمان باشیم. باید تیم حمایتی خودمان باشیم. باید از خودمان حمایت کنیم و از آن‌چه باور داریم دفاع کنیم.

۵ بیش از تصورتان باید کار و تلاش کنید.

ابدا شوخی نمی‌کنم! موفق شدن (نه فقط در کسب‌وکار بلکه در ورزش، زندگی، عشق و غیره) زمان، تلاش، خون دل خوردن، عرق ریختن و اشک‌های زیادی می‌طلبد؛ احتمالا بیش‌تر از آن‌چه تصورش را دارید!

اگر هنوز کارتان را شروع نکرده‌اید، در مرحله‌ی “ماه عسل” تلاش برای خلق کسب‌وکار جدیدتان به سر می‌برید. ذهن‌تان حول قدم زدن در ساحل، دیر خوابیدن، گشتن دور دنیا و غیره می‌چرخد، اما در واقعیت چنین چیزی وجود ندارد. روزهای طولانی، شب‌های طولانی، هفته‌های طولانی، آخر هفته‌های طولانی، همه و همه صرف ساختن رویا و زندگی جدیدی می‌شود که برای‌تان خوشبختی به همراه دارند.

۶. چیزهایی وجود دارند که باید کنار بگذارید، اگر می‌خواهید پیروز شوید.

تقریبا هر هفته با یک نفر صحبت می‌کنم که می‌خواهد کسب و کار جدیدی را شروع کند یا کسب‌وکار فعلی خود را بهبود دهد؛ اما خواهان فداکاری و حذف بعضی چیزها از برنامه‌ی زمانی خود نیست. قطعا در تقویم شما چیزی وجود دارد که (هر چه که باشد! ) باید آن را ابطال یا حذف کنید، اگر می‌خواهید برای تحقق رویا و کسب‌وکارتان زمان صرف کنید.

بله، شما می‌توانید زمانی را برای استراحت، گذراندن با خانواده، دوستان، بچه‌ها و غیره برنامه‌ریزی کنید، در واقع باید هم چنین کاری بکنید، اما اگر می‌خواهید موارد قابل حذف را به دقت بررسی کنید، بهتر است روی کارهایی تمرکز کنید که باید انجام بپذیرند.

۷. نخستین‌ ایده‌ی شما لزوما بهترین ایده‌ی شما نیست.

ایده‌ها فراوان و ارزان هستند. اگر برای شروع یک کسب و کار برنامه‌ریزی می‌کنید، مواقعی پیش می‌آید که تصور می‌کنید ایده‌تان یک ایده‌ی نسبتا خوب است. نمی‌خواهم بگویم که این‌طور نیست، در حقیقت شاید ایده‌ی خوبی باشد. اما باید بگویم که نخستین ایده‌های من معمولا بهترین ایده‌هایی که دارم نیستند.

نخستین ایده‌ی شما برای عنوان یک مطلب در وبلاگ، طراحی وب‌گاه یا یک محصول جدید هر چه که باشد مشکلی نیست زیرا بعدها می‌توان آ‌نها را با موارد بهتری جایگزین کرد. در هنگام تولید محصولات کسب تجربه می‌کنید و متوجه می‌شوید که با گذشت زمان ایده‌های شما بالغ‌تر و بهتر می‌شوند. در کنار گذاشتن ایده‌های اولیه‌تان راحت باشید و اجازه بدهید که ایده‌هایی بهتر در ذهن‌تان تولد بیابند.

۸. محصول شما برای همه نیست، و قرار نیست همه مشتری شما باشند.

در شروع کار، تصور می‌کردم چیزی که قرار است ارائه بدهم به درد همه می‌خورد. در حالی که این‌طور نبود و من برای شناختن مشتری ایده‌آل خودم، کسی که کسب‌وکار من را تضمین می‌کند، زمان صرف کردم و یاد گرفتم که قرار نیست به همه خدمت‌رسانی کنم. “همه” بازار هدف شما نیستند، اما شخص خاصی که مشکل خاصی دارد می‌تواند بازار هدف شما باشد.

به جای تلاش برای متقاعد کردن کسی که از نظر شما ارزش‌ توجهی که به او می‌کنید را دارد، کسانی را پیدا کنید که از قبل آن را می‌شناسند.

۹. تقویم خود را از هیجانی پویا پر کنید.

زمانی که برای شخص دیگری کار می‌کنید، ممکن است روزهای زیادی را بیکار باشید. بیایید صادق باشیم، شما وقتی کارمند هستید، احتمالا می‌توانید کار خود را در نیمی از زمانی که برای انجام آن اختصاص داده‌اید، کامل کنید، درست است؟

نگران نباشید، قرار نیست شما را محاکمه کنم. من سابقا می‌توانستم کارم را حتی در خواب هم انجام بدهم. اگر می‌خواهید کسب و کار خودتان را شروع کنید، باید هر لحظه از روز خود را به طور کامل در اختیار بگیرید و فقط چیزهایی را در برنامه‌ی زمانی خود وارد کنید که برای رسیدن به اهداف‌تان مفید هستند. عشق ورزیدن به کلمه‌ی قدرتمند “نه” را یاد بگیرید و احساس خوبی نسبت به آن داشته باشید.

۱۰. شما باید عده‌ای از اطرافیان‌تان را کنار بگذارید

شما بدون ترک کردن جایی که در آن قرار دارید، نمی‌توانید به جای دیگری برسید، و گاهی اوقات این دوستان شما هستند که مانع جلو رفتن شما می‌شوند. قرار نیست همه در این سفر شما را همراهی کنند، و مشکلی هم نیست. دوستان واقعی شما در کنارتان می‌مانند و باقی دور خواهند شد. اگر دور نشوند، باید رشته‌های ارتباطی بین‌تان را قطع کنید و آنها را پشت سر بگذارید.

منبع: اقتصادآنلاین

تکنیک بازاریابی انگیزشی

خاطره ای جالب از محمد رضا شعبانعلی: دکتر علیرضا شیری،‌ سال گذشته، در همایش تحول فردی مطلب کوتاهی بیان کرد: ما در معنا دادن به زندگی دیگران است که به زندگی خود نیز معنا می‌دهیم. او گفت در برخورد با کسی که در خیابان تراکت یک رستوران را پخش می‌کند، می‌توانی بی‌توجه عبور کنی. می‌توانی تراکت را بگیری و کمی دورتر جایی که او نمی‌بیند درون سطل زباله بیندازی. اما می‌توانی کار بهتری بکنی. می‌توانی هنگامی که تراکت را از او می‌گیری، بپرسی: بهترین غذای این رستوران کدام است؟ شاید پاسخ را نداند. اما احتمالاً تحقیق خواهد کرد و فردا به دیگر رهگذران، همزمان با ارایۀ تراکت، خواهد گفت: اگر به رستوران رفتید، شیشلیک را سفارش دهید. خوشمزه‌تر از باقی غذاهاست. آن پسر،‌ دیگر یک روبوت مکانیکی پخش کاغذ نیست. او یک مشاور تغدیه است. یک جمله بیشتر نگفته‌اید اما حال خود و حال او را بهتر کرده‌اید و به زندگی او و خودتان، معنا داده‌ اید. به همین راحتی.

 

عادت به تنبلی کشنده است!  

 

در یک شهر ساحلی که زندگی بیشتر مردم از راه دریا تامین می شد مردم مشاهده کردند که تعداد مرغان ماهیخواری که اطراف آن شهر زندگی می کنند رفته رفته کم شده و در گوشه و کنار ساحل لاشه مرغان ماهیخوار مرده یافت می شود. علت مرگ مرغ های دریایی نامعلوم بود. هیچ نشانه ای از بیماری یا زخم در مرغان زنده و در جسد آنها مشاهده نمی شد و به نظر می رسید که مرغان ماهیخوار بخاطر گرسنگی مرده باشند درحالی که در آن فصل دریا پر از ماهی بود!  دلیل مرگ مرغان ماهیخوار به یک موضوع مرموز تبدیل شده بود. تا اینکه مسئولین شهر پژوهشگرانی را فقط برای کشف این موضوع استخدام کردند. پژوهشگران تحقیقات زیادی را انجام دادند تا اینکه  علت مرگ آنها را کشف کردند.

 

آنها متوجه شدند که در شهر یک کارخانه تولید کنسرو ماهی وجود داشت که پسماندهای تولید خود را در جایی نزدیک ساحل می ریخت و مرغان ماهیخوار همیشه از این پسماندها تغذیه می کردند. تغذیه از پسماندها برای آنها عادت شده و آنها را تنبل کرده بود بطوری که دیگر خود از دریا ماهی نمی گرفتند. چندی قبل این کارخانه به جایی دیگر منتقل شده بود و دیگر پسماندی تولید نمی شد. در نتیجه مرغان ماهیخوار منبع غذایی خود را از دست داده بودند و فراموش کرده بودن که می توانند از دریا ماهی بگیرند. در نهایت پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که بهتر است چند مرغ ماهیخوار از جایی دیگر بیاورند و آنها را بین مرغان شهر رها کنند تا مرغان شهر ماهی گرفتن آنها را تماشا کنند و ماهیگیری را به یاد آورند.

 

منبع: کتاب حکایت های بهره وری با درس های زندگی – حسین پورآقاسی/ انتشارات بدر

ضرب‌ المثل‌ های مدیریتی در کشورهای مختلف:

 

جامایکا:

قبل از آنکه از رودخانه عبور کنی، به تمساح نگو “دهن گنده”.

تفسیر: تا زمانی کسی را نیاز داری او را تحمل کن و با وی مدارا کن.

 

هاییتی:

اگر میخای جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.

تفسیر: هیچ کس بجر خودت نمی تواند به بهترین نحو کار تو را انجام دهد.

لاتین:

یک خرگوش احمق، برای لانه‌ی خود سه ورودی تعبیه می‌کند.

تفسیر: اگر می خواهی آسیب نبینی به دیگران اجازه دخالت در کارهایت را نده.

 

آفریقا:

هر سوسک از دید مادرش به زیبایی غزال است.

معادل فارسی: اگر در دیده‌ی مجنون نشینی، به غیر از خوبی لیلی نبینی.

 

روسی:

بشکه‌ی خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.

تفسیر: هیاهو و ادعای زیاد نشان از تهی بودن دارد.

 

اسپانیا:

برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل باید یک تخم‌مرغ شکست.

تفسیر:بدون صرف هزینه به نتیجه‌ مطلوب دست نخواهی یافت.

 

روسی:

هرکه چاقوی بزرگی در دست دارد، لزوماً آشپز ماهری نیست.

تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست.

 

ژاپنی:

اگر می خای جای رئیست بشینی پس هلش بده بره بالا

تفسیر: برای پیشرفت زیر آب کسی رو نزن.

 

 

پوشش مناسب در جلسات رسمی

كت و شلوار آقایان در جلسات رسمی مانند جلسات اداری، سمینارها، كنفرانس‌ها، میهمانی‌های اداری و دیدارهای رسمی باید مشخصات زیر را داشته باشد تا رسمی به حساب بیاید:

 

۱- هیچ كت تكی به درد هیچ مجلس رسمی نمی‌خورد. بنابراین در جلسات رسمی با كت تك ظاهر نشوید.

٢- رنگ كت و شلوار رسمی سرمه‌ای و پس از آن مشكی است. برای جلسات رسمی هیچ رنگ دیگری استفاده نمی‌شود.

٣- در صورتی كه تمایل به استفاده از كت و شلوار طرح‌دار دارید، خط‌های آن باید بسیار نازك باشد و خیلی جلب توجه نكند. كت شلوار مشكی با خط درشت سفید یا چهارخانه یك فاجعه محسوب می‌شود.

٤- فقط در شرایطی برای مجالس رسمی از كت و شلوار غیر سرمه‌ای استفاده كنید كه در تمام فروشگاه‌های شهر هیچ كت و شلوار سرمه‌ای سایز شما وجود نداشته باشد. البته قبل از خرید رنگ دیگر به خودتان یا برادرتان یا پدرتان یا دوستان تان یك سری بزنید. چون به مراتب بهتر از كت و شلوارهای دیگر مثل كرم، قهوه‌ای و سفید است.

٥- زیر کت، پیراهن سفید یا آبی آسمانی بسیار كم رنگ ساده بپوشید و در صورتی كه كت و شلوارتان خط‌دار است، پیراهن را حتما ساده انتخاب كنید و اگر كت و شلوار مشكی پوشیدید، صرفا از رنگ سفید برای پیراهن استفاده شود.

٦- هرگز زیر كت و شلوار خصوصا رسمی از پیراهن آستین كوتاه استفاده نكنید.

٧- پیراهن آستین بلند ترجیحا با دكمه سردست استفاده شود تا شكوه و نظم شما را به رخ دیگران بكشد.

٨- اگر از كراوات استفاده می‌كنید با لباس رسمی از رنگ‌های شاد مانند قرمز، بنفش و… استفاده شود. هرچند كراوات كاملا مرتبط با سلیقه شما است، بعضا مقامات و سران كشورها، رنگ كراوات خود را از رنگ غالب پرچم كشور خود اقتباس می‌كنند.

٩- كمربند شما حتما باید چرمی، مشكی و ساده باشد با سگكی كه جلب توجه نكند.

١٠- شلوار شما باید فاقد هرگونه پیلی و چین باشد.

١١- جوراب كلا یك رنگ دارد آن هم مشكی. بقیه رنگ‌ها اصلا جوراب نیست. وقت خودتان را تلف نكنید.

١٢- كفش هم باید مشكی و بنددار ساده باشد، ترجیحا نوك‌تیز. از پوشیدن كفش‌های دارای لژ بزرگ پرهیز كنید. كفش مردانه رسمی دارای ۳سانتی متر پاشنه است.

١٣- از كت‌های ۳دكمه هرگز در جلسات رسمی استفاده نكنید. در جلسات رسمی از كت‌های ۲دكمه و تك دكمه استفاده شود با اولویت دو دكمه.

١٤- چاك پشت كت می‌تواند دوچاك یا تك چاك باشد، ولی كت‌های دوچاك خوش‌ فرم‌تر و به‌روزتر هستند.

١٥- در هنگام نشستن، هر دو دكمه كت باز باشد.

١٦- در هنگام ایستادن یا راه رفتن، صرفا دكمه بالایی كت (در كت‌های دو دكمه) یا دكمه كت تك بسته باشد و دكمه پایین كت‌های دو دكمه باز باشد.

١٧- جیب‌های كت صرفا جهت تزئین است. در جیب‌های كنار هیچ چیزی نگذارید. بعضا در هنگام خرید درب این جیب‌ها دوخته شده است اصلا بازشان نكنید.

١٨- در جیب‌های بغل كت چیزی نگذارید كه در هنگام بستن دكمه كت برجستگی آن نمایان باشد.

١٩- همیشه در جلسات رسمی كارت ویزیت و روان‌نویس یا خودنویس همراه داشته باشید.

٢٠- با خودكار معمولی در جلسات رسمی چیزی را امضا یا یادداشت نكنید.

٢١- كاربرد ساعت دیگر صرفا نشان دادن زمان نیست. ساعت شما قدرت شما را نشان می‌دهد و جایگاه اجتماعی شما را. پس همواره ساعت خوب و روان‌نویس یا خودنویس مارك‌دار به همراه داشته باشید.️

٢٢- هرگز تحت هیچ شرایطی استفاده از ادوکلن را فراموش نکنید، چراکه به آن شناخته می شوید.

 

تاریخچه رسانه های اجتماعی

 

نخستین پلات فرم های امروزه رسانه های اجتماعی بسیار شبیه به يوزنت بودند، که بوسیله دانشجویان ارشد دانشگاه دوک با نام های جیم الیس و تام تراسکات در سال (۱۹۷۹) ایجاد شد. کاربران می توانستند مقالات را بفرستند، که هر کدام در “گروههای خبری” خاصی بر حسب موضوع بحث سازماندهی شده بودند ارسال كنند. دیگر کاربران می توانستند برای گروه های خبری مطالب جذاب را به اشتراک بگذارند: بعضی اوقات تعدادی از افراد برای مقالاتي كه خوانده بودند نظراتی می فرستادند. بر خلاف یک تابلو اعلانات یا انجمن های آنلاین که دارای یک مدیر یا هسته مرکزی بودند، يوزنت مجموعه ای از سرور های جدا بوسیله سازمان های متفاوت و “آی اس پی ” هاي متفاوتي بود، که موضوعات و مقاله های گوناگون را با یکدیگر داد و ستد می کردند.

رشد رسانه های اجتماعی به موازات توسعه روز افزون تکنولوژی کامپیوتر و فن آوری اینترنت بود. هنگامیکه در دهه (۱۹۹۰) اکثر کاربران اینترنت از اتصالات با شماره گیری و با سرعت ۵۶ کیلو بایت بهره می بردند، ظرف ۱۰ سال بعد فن آوری دي اس ال و اینترنت کابلی در دسترس قرار گرفت و این فن آوری سرعت اینترنت را هزاران بار افزایش داد.

ناپستر در سال (۱۹۹۹) توسعه پیدا کرد، و به کاربرانش اجازه به اشتراک گذاری هر چه سریعتر فایل های رسانه ای همچون موزیک و فیلم با دیگر اعضا را داد.

ویکیپدیا در سال (۲۰۰۱) پایه گذاری شد و در ادامه به پایگاه و منبعی از به اشتراک گذاری اطلاعاتی کاربران تبدیل گردید.

سال (۲۰۰۳تا ۲۰۰۴) برای رسانه های اجتماعی بسیار حائز اهمیت بود با بوجود آمدن سایت هایی همچون: مای اسپیس، دلیشس، سکند لایف، و فیسبوک، سایت اشتراک گذاری تصاویر فلیکر بوجود آمد و یوتیوب سایت اشتراک گذاری فیلم در سال (۲۰۰۵) به مرحله ظهور رسید.

 

چگونه در مباحث اینترنتی پیروز شویم….

 

۱- در یک تیم کار کنید. هر چه شما تعداد نیروی بیشتری برای چالش و مباحث اینترنتی همراه و همسو داشته باشید شانس موفقیت شما افزایش خواهد یافت.

از کلمات خودتان استفاده کنید. هر چه عبارات و جملات مورد استفاده طولانی تر پخته تر و فکورانه تر اثر بخش ترند. از طرف دیگر عبارات و جملات سطحی و کوتاه تاثیر گذار نیستند.

۳- در امتداد مبحث اصلی پیش بروید. ایده و نظر خود را اگر پیش ببرید در صورت همراهی با بحث حتما اثر گذار خواهد بود.

۴- سریع پاسخ دهید، پاسخ سریع تر در ذهن دیگر مخاطبان همراه بحث می تواند اثر بخش تر باشد.

۵- برای نوشته خود چارچوب تعریف کنید، بگذارید بقیه شما را با حروف خاص خود مثلا رنگ ویژه، استفاده از فونت خاص، بشناسند تا اثر بخش تر باشید.

۶- تندی نکنید، در پاسخ های خود بیش از پنج پیام پشت سر هم نگذارید، در غیر این صورت غیر منطقی و متخاصم به نظر می رسید.

۷- به موارد خارجی استناد کنید، مثال های واضح و مستندات بحث شما را اثر گذار تر خواهد کرد.

۸- سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید، چرا که در غیر این صورت طرفداران شما از دست خواهند رفت.

۹- مثال های ساده، واقعی و ملموس بسیار به پیشروی شما کمک می کند.

۱۰-  اگر سایرین از ضمایر اول شخص استفاده کنند شانس یار شما خواهد بود. تحقیقات نشان داده افرادی که زیادی از “من” استفاده می کنند زودتر قانع می شوند.

منبع:

Source: “Winning Arguments: Interaction Dynamics and Persuasion Strategies in Good-faith Online Discussions”, Cornell University